X
تبلیغات
رایتل

زیبایی تغییرات

خدایا هرکسی رو که تو این دنیا عاشقش میشم ومیپرستمش ترکم میکنه!! نکنه که تو هم یه روز ترکم کنی خدا جون....

26 شهریور 1390 ساعت 19:44

از چه بنویسم؟

امشب که سقف بی ستاره اطاقم بر سرم سنگینی میکند مانده ام که از چه بنویسم از آنهایی که در روز با من بودند و امروز  رفته اند و یا از تو که همیشه حرفهایی مرا می خوانی؟

از چه بنویسم؟ 

از آسمانی که همیشه در حال عبور است یا از دلی که سوتو کور است؟

از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟

از خاطراتی که با تو در باران خیس شد؟

یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد؟

از چه بنویسم ازنامه های که هیچو قت بسویت نفرستادم یا از ترانه هایی

که هرگز برایت نخواندم؟


از چتری که هرگز زیر آن نایستادیم یا ار بدرودی که هرگز بر زبان نیاوردیم؟

من عاشق بیابانی هستم که هرگز قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم

من دل بسته درختی هستم که فرصت نشد اِسممان را رویش حک کنیم.....


من منتظر پنجرهایی هستم که عطر تو را دو باره بمن نشان دهد....

من دیوانه ی ساقه یک پر سیاوشانم که اولین بار در خواب سپید تو رویید....

ای عشق نا گزیر اگر قرار باشد بنویسم باید در همه ی

سطر های دفترم حضور داشته باشی

نفس های تو می تواند برگ برگ دفترم را از پاییز پاک کند

من بی قرار حرف هایی که هزاران سال دیگر در یک بعد از ظهر

آفتابی با من خواهی گفت

من از اولین روز آفرینش چشم به راه نگاه جذاب توام کی مرا می بینی