X
تبلیغات
رایتل

زیبایی تغییرات

خدایا هرکسی رو که تو این دنیا عاشقش میشم ومیپرستمش ترکم میکنه!! نکنه که تو هم یه روز ترکم کنی خدا جون....

http://img.pixbaran.com/images/8n264fi243njckvu1w2t.jpg

مرد جوان در دایره اجتماعی کلانتری 15 مشهد اظهار داشت: من و همسرم اهل یکی از شهرستان های خراسان جنوبی هستیم و برای ادامه تحصیل به مشهد آمده ایم. ما یک دختر سه ساله داریم و هر دو کار می کنیم تا بتوانیم از پس هزینه های تحصیل و زندگی خود برآییم. من از چندی قبل یک خودروی سواری خریدم تا هر موقع بیکار هستم مسافرکشی کنم و کمک خرجی برای زندگی ام در بیاورم. امروز خانم جوانی را در میدان سپاد مشهد سوار خودرو کردم. از همان لحظه اول متوجه نگاه زیرچشمی و رفتارهای عجیب این خانم شدم و پس از گفت وگوی کوتاهی او گفت: از خانه فرار کرده است و جایی ندارد برود. با شنیدن این حرف ها و غمزه های شیطانی دلم لرزید و متاسفانه اسیر هوی و هوس های کثیف خود شدم. ما تصمیم گرفتیم به منطقه تفریحی طرقبه و شاندیز برویم اما در طول مسیر من که سی دی داخل ضبط و پخش خودرو را درآوردم تا یک سی دی دیگر داخل آن بگذارم ناگهان نجوای دعای بعد از اذان مغرب و عشا را از رادیوی خودرو شنیدم که با نوای دلنشینی در آن غروب غم انگیز، طلب عفو و بخشش گناه تمامی بندگان گناهکار و دوری از گناهان و بلاها را داشت.

در این لحظه ناگهان چشمم به عکس دختر کوچولویم افتاد که از قاب عکس آویز زیر آینه داخل خودرو به من لبخند می زد. از خودم بدم آمد و در دل تقاضای عفو و بخشش کردم. من با دیدن خودروی گشت پلیس تصمیم گرفتم این خانم را تحویل بدهم و خودم را از دام گناه نجات بدهم. با پی گیری کارشناس اجتماعی کلانتری سناباد مشهد، مشکلات زن جوان نیز که به دلیل اختلاف با شوهرش از خانه متواری شده بود مورد بررسی قرار گرفت. او گفت: شوهرم مردی چشم چران و فاسد است و من امروز در تصمیمی احمقانه می خواستم از او انتقام بگیرم اما احساس نگرانی عجیبی داشتم چون من اهل این حرف ها نیستم. فکر می کنم خدا واقعا مرا دوست داشت که توانستم از گام اول گناه برگردم.